تبليغاتX
سحاب
نگاشته ها
 

 اما آيا می‌دانيد:

· در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.

· اگر تكه‌ای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد می‌شود.

· برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكه‌ها را از سطوح چينی می‌زدايد.

· برای برطرف‌كردن لكه‌های زنگ از سپر آب‌كرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچاله‌شده آغشته به كوكاكولا بساييد.

· برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.

· برای شل كردن پيچ و مهره‌های زنگ زده: تكه‌ای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد.

· برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهی‌تابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهی‌تابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهی‌تابه مخلوط كنيد تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست آيد.

· برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشين‌لباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه‌های چربی كمك می‌كند.

· كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز می‌كند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار می‌كند كه با برف‌پاك‌كن پاك نمی‌شود.

 و جهت اطلاع شما:

· ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش روز‌آفزون پوكی استخوان است.

· برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين می‌كند، سقوط كرد. )

· توزيع‌كنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده می‌كنند.

 

  و يك سوال، يك ليوان آب ميل داريد يا كوكاكولا؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 10:45  توسط فطرس فداکار  | 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟
 استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟
 شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
 استاد پرسيد: چه آوردي؟
 و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.
 استاد گفت : عشق يعني همين!
 شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
 استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!
 شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.
 استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.
 استاد باز گفت: ازدواج يعني همين!!

سلام

طاعات همگی فبول انشاءالله

ممنون از رزمنده پیر و من یک یهودی ام و  سیاووووووش و حمیده و سحر تمام کسانیکه "چشم عقاب" و" حسن "و رادمرد و ساحل عزیز وهمه کسانیکه به حقیر لطف داشتند و سرزدند (اگر کسی از قلم افتاد کم لطفی حقیر ندونید بذارید بحساب فراموش کاری)

از داستان بالا چه برداشتی میکنید ؟

اگر اهل دیدن موزه های تهران هم هستید بهتون پیشنهاد میکنم حتما روزهای شنبه تا سه شنبه از ساعت ۲ تا ۴.۳۰ حتما سری به موزه جواهرات ملی ایران (مکان نگهداری بزرگترین الماس جهان دریای نور و کوه نور )بزنید و جواهرات شاهنشاهی رو از نزدیک ببینید با اینکه دیدن جواهرات دوره قاجاریه ادم رو بیشتر یاد وسایل مامان بزرگ ها میندازه اما دوره پهلوی با هنر مندی تمام درست شده و ارزش دیدن رو داره (برای کسانیکه چرک کف دست براشون مهمه هم عرض شود که بلیطش برای داخلی ها ۶۰۰و برای خارجی ها ۳۰۰۰تومنه پس حتما فارسی رو پاس بدارید)

 

اطلاعات بیشتر رو میتونید از اینجا دریافت کنید

التماسدعا شادزی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 23:6  توسط فطرس فداکار  | 

 ميان ما و شهادت عهدي است براي رفتن ؛ و تنها              


   آنانکه برپيوندشان با او ماندند ، با شهــادت خواهند رفـت .


 زندگي سراسر آزمون است ، و شهــادت ، مهر قبولي ...


 تشنگي شرط شهـادت است و تشنه کامي ، زينت آن ...


تاجان عاريتي رابازپس ندهي،جان حقيقي نتواني ستاند.


اگر کسي نسيم ساکن ديده است ، شهيد عافيت طلب


     نيزخواهد ديد ... سکون مرگ نسيم است .


 شهـــادت به آسمان رفتن نيست ، به خود آمدن است .


 خدايي که حي است شهيد است ، و هرکه شهيداست 


    حي ...


به ما گفتند بمانيد !  نگفتند در گل بمانيد ...


جز او از هر چه ترسيدي ، شهــادت را از تو خواهد ربود .


 (لن تراني)براي گوش هايي است که هنوزآواي شهادت


    را نشنيده اند .


 پسر ديد و رفت ،پدر چيد و رفت ؟يکي به بهشت ،يکي


    از بهشت .  اين است اعجاز شهادت .


 شهــــادت را مگر در و ديواري است که مي گويند : باب


    شهادت را بستند . شهادت همـاره در شهـــــادت است .


 روئيت اگر ممکن است ، جز به شهــادت ممکن نيست .


به اشک اگر وضو سازي و به امــام عشـــق اقتدا کني ،


    شهـــادت نمي دهي ، شهـــادت مي گيري .

 

سلام  میتونید از این جملات کپی بگیرید و بعنوان اس ام اس ازشون استفاده کنید

اینم سوغات نمایشگاه قرآن

 

امروز امام زاده داوود بودم و دعاگوی همه نتی و غیر نتی ها

عزیزانی که التماسدعا گفته بودند مبالغ خودشون رو هر چه زودتر واریز کنند

صحبت از یک اعتکافه تو دانشگاه علم و صنعت (مهر ماه)اگر کسی همتش رو داشت خبر بده

شادزی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 1:30  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

زندگی مثل یک میدون مین میمونه که آدم واقعا نمیدونه باید از کدوم راه بره

بعضی ها بهش میگن کسب تجربه به این معنی که راه رو گام بگام جلو رفت و ترسید که شاید ...

اما اگر این ریسک رو قبول نکنیم تبدیل میشیم به یک باتلاق ویک آب راکد..

کاش کسی باشه که تا آخر مسیر رفته باشه و بشه جا پای اون بذاریم و با قدرت و سرعت پیش بریم

شاید قشنگی زندگی به مجروح به آخر خط رسیدن باشه اما با این مدت کوتاه زندگی بنظرتون وقتی برای مداوای زخم ها میمونه ؟ و اگر اون زخم ها کاری باشه چی؟

این حرف ها تا حدودی درست و سلیقه ای بنظر میرسه

کاش انسان آینده اش رو با شروع هر کاری میدید تا بهترین رو انتخاب کنه

یکی از علما در پایان عمرش متوجه شده بود که علمی که در پیش گرفته یک علم حاشیه ای بوده و حسرت روزهای گذشته رو میخورد

راه رفتن و غلط رفتن خوبه یا...

//////////////////////////////

و اما بعد :

نمایشگاه قرآن جای همه سبز  اگر رفتید غرفه ای هست بنام شب آفتابی که بلیط های سینما دو هزار رو که روش مبلغ ۱۰۰۰۰تومان چاپ شده رو بصورت مجانی توزیع میکنند..(البته کی داده کی گرفته!~)

نمایشگاه قرآن امسال خیلی پربار بود با اینکه وجود دوستان ما مانع شد که حتی یک دهم نمایشگاه رو هم ببینیم اما مرور خاطرات زیبایی بود و بخصوص صرف افطاری بعد از بازدید خیلی بیاد موندنی تر کرد این نمایشگاه رو

برای اطلاع عموم عرض شود که افطاری رایگان در فضای مصلای امام برای همگان توزیع میشه !بی نصیب نمونید

التماسدعا

یاعلی مددی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 1:26  توسط فطرس فداکار  | 

 
پدرم اين جوري بود وقتي من :
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

و اما بعد:

کاش زودتر از چهل سالگی و وقتی این گوهر رو داریم به یاد باشیم..

تا حالا دست و پای پدر رو بوسیدید؟

دنیاییه واسه خودش

التماسدعا

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 3:21  توسط فطرس فداکار  | 

الهی من لی غیرک

و تو بهتر میدانی چیزهایی را که گفتنش جز رسوایی برایم هیچ برجا نمیگذارد و تو تنها محرم راز دل خسته ای و خوشا به دلی که جز تو را نداشته باشد که همه چیز ازآن آن دل است

به نام خداوند بخشنده مهربان

.....

و اینک چشم انتظار ده قدمم!

یا من لا اله الا هو..

دلتنگم دلتنگم دلتنگ سینه ام آتشگهی دیرینه پاست ...

آنچه گذشت :

سلام دوستان خوبم

ماه مبارک رمضان رو به همگی تبریک میگم و از همگی التماسدعا دارم

اوصیکم به دوری از کذب ....

در این روزها در پی درسم و کنکور دانشگاه جامع علمی کاربردی که البته معلوم نیست که چی توی کنکورش میاد یا به قول یکی از بهترین اساتید این دانشگاه استاد رضوی اصلا مشخص نیست منابعش چیه ..

اینجا ایران است

شادزی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:29  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

مشهد جای همگی سبز

راستی این رو هم بگم که این سفر مشهد رو مدیون شهدا هستم.شهدا بهم جواب دادن و تو مسابقه نامه ای به شهدا مقام اوردم و بعدش هم مادر و پدر ساکاشون رو مجدد بستن بعد از اون هم که خاله جان و دو تا آقا پسر گلشون همسفر ما شدن بعدش هم که دوستم حوریا خانم ..

اما به قول دوستم بهترین سفر مشهدی بود که میشد با یک جمع دوستانه و خانوادگی داشت

خیلی هم توش تجربه بود مثلا چطور تو یک قطار اتوبوسی میشه خوابید و یا اینکه چطور میشه تو یک سوییت سه خوابه ۴۴نفر رو جا داد و یا اینکه چطور میشه با غر زدن آقایون رو ممنوع الحمام با آب گرم کرد و یا اینکه چطور میشه تمام وسایل آقایون رو بهوای نظافت رو هم تلمبار کرد و یا چطور میشه برای کسی که فکر کردیم رفته موضوعی رو بین دوستان پخش کرده میشه جشن پتو گرفت و یا اینکه چطور میشه با سیب زمینی نپخته طوری سالاد الویه درست کرد که مزه کوکو سیب زمینی بده و بعدش هم هیچ کس جرات اعتراض نداشته باشه .همسفرهای خوبی داشتیم که بخاطرشون شاکرم

بگذریم ..

تولدم ۱۹شهریوره که یک جشن کوچولو تو این وبلاگ داریم که هر کی پایه است بسم الله

جشنواره گل و گیاه هم از ۴شهریور ماه تو پارک گفتمان دایر شده که ۲۵ شرکت خارجی هم داخلش شرکت کردند.فردا جمعه هم روز یوزپلنگه (در حال انقراض !)که تو سعد آباد دارن براش برنامه میذارن

یک سوال : چرا اقایون رو باید ممتد برای انجام کاری سرشون باید غر زد؟

از همه کسانیکه تو این مدت به حقیر لطف داشتن و کامنت گذاشتن  تشکر میکنم

شاد زی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 2:18  توسط فطرس فداکار  |