تبليغاتX
سحاب
نگاشته ها
سلام
یکی می گفت که اگر میخواید کسی رو نماز خون کنید نگید که نماز شیرینه نگید نماز آدم رو حال میاره نگید از نماز لذت میبریم چون ما نمازهامون در اون حد نیست و وقت نماز هم وقتیه که آدم در اوج کار و فعالیت ها یا خستگیشه این عزیز نماز رو یک جورایی به حالگیری خدا از مومن تشبیه کرده که انجام اون برای بنده نشان دهنده اطاعت اوامر خداست


[Image]

میگفت به اون شخص بگید که نماز برای همه سخته اما خدا گفته که باید باشه پس برای امر خدا ! انجامش بدیم نه برای شیرینی یا تلخیش که طعم اصلی نماز رو فقط ائمه میفمند و اولیا ءالله
نماز عبادتیه که سختی درش هست و اجبار و رام کردن نفس اماره درش ریشه زده که انسان بر نفسش چیره بشه

هر جا گربه دیدید یاد ما باشید و التماسدعا

راستی یک وبلاگ جدید از دوستی که ارزش سر زدن داره

روز مادر هم بر همه مادران برگ گل مبارک :)
فاطمی باشید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:59  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

خیلی براش احترام قائلم !خیلی دوستش دارم ! خیلی دلواپسشم!وقتی عصبانی میشه قلبم مثل قلب یک گنجیشک از این نوع ! میزنه(همونی که این گربه داره غورتش میده !!)

فهمید که چت میکنم گفت اگر چت کنی دیگه نه من نه تو ! برو با دنیای مجازیت طرف من هم نیا !برای محکم کاری هم قسمم داد که چت نکنم .دیدم راهی ندارم هر چی باشه .... و دوستش دارم  و صد البته از این کار پشیمون نیستم

پس چت ممنوع !

بهش گفتم وبلاگ زدم اومد دید برام کامنت گذاشته :

سلام .خیلی خیلی بده که آدم بیاد اینجا و ببینه ..... در دسترس همه قرار داره البته منظور منو اهل دل خواهند فهمید.

در جواب اولا سلام میکنم و بعد هم عرض میکنم که وبلاگ یک فضای مجازیه که تقریبا هیچ کس هیشکی رو نمیشناسه   توي اين دنياي سايبر جنسيت مطرح نيست چون هر كسي هر جور كه بخواد مي تونه زندگي كنه . بزرگوار  حتما به سايت second life يه سري بزنيد .
زندگي مجازي اصلي اونجاست . اونجا ته محيط سايبره . جايي كه زندگي سايبري به اوج خودش مي رسه . يك زندگي ايده آل سايبري . . .

شما میتونید در حدی که میخواید زندگیتون رو حقیقی یا برحسب تفکراتتون جلوه بدید .اما هیچ تفاوتی نمیکنه چون شما یک انسان مجازی هستید و قابلیت ساختن نقش  از شاه تا گدا رو میتونید قبول داشته باشید.

اما در دنیای حقیقی و مجازی این  مهمه که کسانی باشند که صادقانه دوستمون داشته باشند و به فکر ما باشند و با تجربیاتشون مارو راهنمایی کنند...

هر وقت گربه دیدید به یاد ما هم باشید و التماسدعا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:47  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

برادر دوست دانشگاهیم که خیلی با هم صمیمی هستیمه یک مدت بین من و دوستم فاصله افتاده بود که چندوقت پیش گفتند میان برای امر خیر بخاطر اینکه برادر زهرا بود خیلی شاد بودم که با خانواده اش بیشتر ارتباط برقرار میکنم.

بعد از یک مدت اومدن برای خواستگاری و در کلام اول مادر بهشون گفتند که اگر سوالی دارند بپرسند تا ما جواب بدیم در تحیر کامل برادرشون فرمودند :"ما سوالی نداریم ما اومدیم شما ما رو به غلامی قبول کنید"

خنده ام گرفت اما سکوت کردم بعد از دادن توضیحاتی که  پدرم  خواستند ،گفتند منتظر جوابند و خواستند به قول خودشون رفع رحمت کنند که  با اطلاع من به مادر در خواست صحبت با ایشون از طرف ما اعلام شد.

گفتم که اول شما بفرمایید برحسب چیزهایی  که تو نت و اینورو اونور خونده و شنیده بودم که به جای تعارفات و معرفی های گاها شبیه به هم شنیدم که فرمودند من صحبتی ندارم شما سوالی دارید بپرسید

عرض کردم من متولد سال 62 هستم گفت خوب مشکل کجاست ؟

عرض کردم که ما دنبال مشکل نیستیم دنبال شناخت هستیم

فرمودند من همه چیز دارم

عرض کردم البته به غیر از زن!( البته این برداشت من بود شاید هم ..)

فرمودند که من اگر بخواید شما رو میفرستم مسافرت و زیارت اما عروسی نمیگیرم

یادم اومد که دو روز پیش دقیقا همین حرف رو من به خواهرم گفتم که من عروسی نمیخوام دوست دارم برم مکه!

عرض کردم که موافقم با این حرف

فرمودند سریعتر اگر ممکنه جواب بدید تا مادرم عمل نکردند عقد کنیم

در بهت و حیرت عرض کردم چشم

....

چند روز بعد :پدر و مادر حقیر ازشون ایرادی گرفته بودند که به گوش دوستم رسوندم که بهشون منتقل کنند

بعد از یک عالمه صحبت برادرشون فرموده بودند که قبوله و انشاءالله مشکل رو  برطرف می کنند اگر که بنده بخوام.

اما در کل اگر از تفاوت فرهنگی و سنی و تحصیلاتی و اخلاقی که وجود داره  بگذریم بنظرتون چی باید جواب داد ؟:)

ریز اطلاعات رو نیازی ندارید همین متن فکر کنم کافی باشه برای جواب!

هر جا گربه دیدید یاد ما باشیدو التماسدعا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 0:9  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

امام صادق علیه السلام به يكى از شاگردانش به نام سدير كه در كنار چند عدد گوسفند توقف كرده بودند فرمود:

 (( والله لو كان لى شيعه بعدد هذه الجداء ما وسعنى القعود ));

سوگند به خدا اگرشيعيان( راستين ) من به اندازه تعداد اين بزغاله ها بودند ، خانه نشيني برايم روا نبود ، و قيام مي كردم .

 وقتي كه سدير آن بزغاله ها را شمرد ، هفده عدد بودند .

یکی این مطلب رو  اینطوری تفسیر کرد که اگر هفده نفر شیعه واقعی وجود داشته باشه امام زمان عج قیام میکنند.نتیجه اینکه در جامعه و کل جهان هفده عدد شیعه واقعی وجود ندارد.به قول ریاضیدان ها از سوی دیگر حکومت جامعه ما یک حکومت اسلامی است که هفده شیعه واقعی درش نیست و این دیگر وظیفه شماست که بیابید پرتغال فروش را!

هر جا گربه دیدید یاد ما باشید و التماسدعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 21:53  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

در پی کارهای روزانه خودم بودم که اس ام اسی زدم به یکی از بچه ها که جوابی ازشون نگرفتم .تعجب کردم از این امر کمی فکر کردم دیدم امشب شب داغ دیدن همه کسانیه که ورد زبونشون یا زهراست امشب شب از دست دادن مادر خیلی هاست که تو هر قدمشون توسل و توکل به خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها دارن

امشب همه آسمان ها و زمین در پهلوی شکسته حضرت زهرا گریانند.امشب شب نهیب به خوده که آیا یادتون هست که خانم امشب چه فداکاری کردند ؟ خانم جونشون رو در راه دفاع از ولی خدا گذاشتند. امشب حسن و حسین و زینب و ام کلثوم عذا دارند امشب فاطمه پاره تن پیامبر از درد پهلو اسوده میشه و به بهشت جایگاه ابدیش میره امشب شبیه که میتونیم از دامن فاطمه س بهشت رو از آن خودمون کنیم

امشب شب غم و ماتمه امشب شب از دست دادن منت خدا برماست.شب حزن و اندوه امام زمانمون شب بی مادر شدن حسن و حسین و زینب و ام کلثوم .امشب شب بی بانو شدن علی المرتضاست امشب شب غسل فاطمه است با دستان علی امشب خاکسپاری گلدانه خدیجه است.

امشب شبیه که عثمان لعنت الله علیه میشه حضرت عثمان و حضرت علی در چشم نابینای مانده در ظلمات سنی ها میشه علی فقیر امشب شبیه که فاطمه و بدنش از چشم منحوس عمر و عثمان و ابوبکر ساکنین آخرین طبقه جهنم پوشیده میمونه.از امشب علی قرآن ناطق میمونه و درد دلهاش با چاه امشب طابوت مادر دختر پیامبر در بین مکر و فریب مردم بدور از دروغ و ظاهر فریبی مردم دون به خاک سپرده میشه

خداوندا به حق امشب و دل سوخته امیر المومنین امام زمانمون رو برسون....

امشب خیلی دلم گرفته اگر اشکتان لغظید دلتان لرزید کسی اینجا ملتمس دعاست !

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها ...

اللهم لعن قتلت فاطمه الزهرا سلام الله علیها (لعن بر عمر و عثمان و ابوبکر )

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:25  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

میدونستید که اجازه پدر برای خروج دختر از منزل نیازی نیست

یکبار کسی ازم خواست که دست و پای پدر و مادر رو ببوسم .ابتدا خیلی برام سنگین بود اما کمی که این کار برام عادی تر شد احساس کردم که بالاترین مقام رو به من دادن .نگید شعار میدم امتحان کنید !

چگونگی رسیدن به این مرتبه !!!

[Image]

البته این رو هم بگم که باید برای این کار پشت کار داشته باشید به این معنی که در ابتدار کار شما با مشکل بزرگی به نام امتناع پدر و مادر روبرو میشید که باید سریع عمل کنید .

در ابتدای امر اجازه اصلا داده نمیشه بعد از مدتی که تبحر پیدا کردید یعنی در مرحله دوم بهت زده میشن و بعد از مدتی طولانی تر کار به یکی من یکی تو میکشه که بنده در این مرحله ام ! یعنی یک بوسه از دست پدرم باید مساوی بشه با یک بوسه از دست من توسط ایشون

حالا نمیدونم کی کی رو بزرگ کرده اما من که از پدرم راضی ام !!!عاقبت بخیر بشه انشا ءالله [Image]


هر جا گربه دیدید یادماباشید و التماسدعا

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 1:17  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

يا علي درويش وصوفي نيستم     فاش مي گويم که کوفي نيستم

هيچ مي دانم که جز دندان تو      هيچ دندان لب نزد بر نان جو

يا علي لعل عقيقي جز تو نيست     هيچ درويشي حقيقي جز تو نيست

لنگ لنگان طريقت را ببين     مردم دور از حقيقت را ببين

مست ميناي ولايت نيستند     سرخوش از شهد هدايت نيستند

خيل درويشان دکان آراستند     کام خود را تحت نامت خواستند

خلق را در اشتباه انداختند     يوسف مارا به چاه انداختند

کيستند اينان رفيق نيمه راه     وقت جانبازي به کنج خانقاه

فصل جنگ آمد تماشاگر شدند     صلح آمد لاله پرپر شدند

دل به کشکول و تبرزين بسته اند     بهر قتلت تيغ زرين بسته اند

موجها از بس تلاطم کرده اند     راه اقيانوس را گم کرده اند

موجها مي شناسي مو به مو     شرحي از زلف پريشانت بگو

باز کن ديبا چه توحيد را     تا بجويند ذره ا ي خورشيد را

يا علي بار دگر اعجاز کن     مشتهاي کوفيان را باز کن 

_________________


 
« قائل نمي شود به تصوف احدي مگر از روي مكر و خدعه يا ضلالت و گمراهي و يا جهل و حماقت . »(العیون الخبار الرضا)

این نشون میده که صوفیه در زمان امام رضا (ع) هم وجود داشته یعنی از سال  ۱۴۸ تا ۲۰۲ هجری قمری که اگر امسال رو ۱۴۲۹ بگیریم در حدود بیش از یک قرن از فعالیت این گروه میگذره ...

از خودم اینکه :

یکی میگفت که نوشتن در مورد یک فرقه اگر به تبلیغ و معرفی اون فرقه ختم بشه گناهه .

ادامه دارد...

هر جا گربه دیدید یاد ما باشید و التماسدعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 21:23  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

امروز راهی قم شدم .خودم هم نمیدونم چطور شد که الان اونجام اما در کل فهمیدم که انگار حضرت معصومه سلام الله علیها خیلی خاطرمون رو میخواد که اینطوری عنایت کردند به  این عبد نالایق! 

 باید برم توفاز ناز چون  بانو  هر چیزی زائرشون بخواد بهش میدن .

 از نظر هواشناسی هم قم هوای بارونی و لطیفی داره !هر که دارد حوس حرم اهل بیت بسم الله

توی قم دعاگوی همه دوستان نتی گلم هستم

شاد باشید

هر جا گربه دیدید یاد ما هم باشید و التماسدعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 19:6  توسط فطرس فداکار  | 

سلام
امروز یک هندو مسلمان شد!
دوست نزدیک من برای آموزش زبان با یک هندو رابطه برقرار کرده بود که این رابطه به دلبستگی دوستم و اون پسر هندی ختم شد و امروز به مسلمان شدنش !
به خاطر اینکه من رو به عنوان دوست میشناختند امروز با من تماس گرفتند من هم که قربون خودم برم انگلیسی فول ! اولین جمله رو که شنیدم گفتم بله ؟
ایشون هم فرمودند که من میدونم معنی بله چیه !
جمله بعدی این بود که من عاشق دوست شما شدم  که باز هم متوجه نشدم و گفتم بله ؟
و ایشون به فارسی گفتند من ...رو دوست دارم !
قبلا تو چت بهش گفته بودم که منتظر یک دوست نتی هستم
ازم پرسید دوست پسرت چطوره با تعجب تمام  و کمی بلند پرسیدم بله ؟!?!
اینجا بود که سه نفرمون با هم زدیم زیر خنده
کسی که یک دستش گوشی تلفن و یک دستش موبایل باشه از این بهتر نمیشه !
دوستم گفت که من میترسم که مسلمون بشه و بعد پشیمون بشه
بهش گفتم اشکال نداره اگر مسلمونیش اثبات شد اگر خواست برگرده به حکم برگشت از دین  میکشیمش!
موقع اومدن ایران هم که .....
واقعا مسلمون شدن  سختی هایی داره ها به خصوص برای  آقایون!
اما بله گفتن به خدا لذتی داره که از کام هیچ کس فراموش نمیشه.خیلی دوست داشتم حین گفتن شهادتین صداش رو ضبط میکردم و براتون میذاشتم و سعی در این کار هم دارم که در اولین فرصت و با اجازه دوستم به امید خدا انجام میدم .. 
اگر کسی بخواد مسلمون بشه : اول گفتن شهادتین و دوم هم اگر بخواد بینی و بین الله مسلمون بشه باید به موارد زیر ایمان داشته باشه


""
هیچ خدایی جز الله نیست او شبیه و نظیر ندارد و همیشه بوده و خواهد بود و هیچ وصفی از مخلوقات در او نیست (مکان زمان جسمیت و...) و بالاتر از این است که تصور شود او همه جهان و ما را آفریده و بعد از مرگ زنده خواهد کرد و طبق ملاک اطاعت امر و نهی خود و التزام به عقائد حق انسانها را به بهشت یا جهنم خواهد برد او پیامبرانی برای رساندن عقائد حق و امر و نهی خود فرستاده و آخرین آنها حضرت محمد ص می باشد و او و اوصیاء بر حق اش (12امام) دین را برای ما تبیین نموده اند و لازم الاتباع می باشند
""
نمیدونم برای اینکه مسلمون شدنش بهش بچسبه چه کاری انجام بدم ؟

هر جا گربه دیدید به یاد ماباشید و التماسدعا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:9  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد ولي به حمدالله

 

 

تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد… ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

این نامه نامه امام بود به همسرشون ..

ایام دهه فاطمیه رو به همه دوستان عزیز تسلیت میگم
هر وقت گربه دیدید به یاد ما باشید و التماسدعا
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:30  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

یکی از همراهان فطروس فداکار برام عکس زیر رو ارسال کردند

هركس صوفيه را انكار كند
مانند كسي است كه در ركاب پيامبر جهاد كرده باشد .
امام صادق (عليه السلام )

و این هم از خودم که

زبونم قاصره از کلمات جز تشکر:)

هر جا گربه دیدید یاد ما باشید و التماسدعا

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 2:28  توسط فطرس فداکار  | 

پطرس فداکار :

داستان کودکی که با قرار دادن انگشت خود در سوراخ سد در حال تخریب از ویران شدن دهکده محل زندگیشان جلوگیری میکند این داستان توسط هانس کریستیان اندرسون دانمارکی نوشته شده است.که یک کلیسا هم به نام او ساخته شده است.

پطرس کوچکی که تونست با انگشتش یک دهکده رو نجات بده ! اجازه بدید این داستان رو بیاریم به زمان حال ! به نظرتون چطور میشه از تخریب جامعه کنونی نجات پیدا کرد؟ چند تا زن و مرد باید قربانی بشن که برای مقام گرفتن برخی پله بسازند ؟موضوع سیاسی شد ! برگردیم سر بحث خودمون  که حالا فطرس کی بود ؟

فُطرس :فرشته ای بود که بالهاش سوخت و با کشیدن بالهاش به قنداقه امام حسین شفا پیدا کرد.(این داستان البته از طرف قرآن رد شده ! وداستانش کاملا جعلیه!)

فِطرس فداکار : اسم انتخابی بنده که تلفیقی از این دو اسم به حساب میاد !

هر جا گربه دیدید یاد ما باشیدو التماسدعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 5:31  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

از خاطرات چتم اگر بخوام بنویسم

یکی از جالب ترین هاش این بود که با یک گرافیست ماهر!چت میکردم ازشون نمونه کار خواستم ایشون هم منت گذاشتند بر من و یک فایل  حدودا هشت مگی برام ارسال کردند.

ازشون پرسیدم که اکانتتون ای دی اس اله ؟ فرمودند خیر و چون حجم فایل زیاد بود تصمیم به کم کردن حجم گرفتند تا حجم رسید به حدود دو مگ این ماجرا در حدود دوساعت طول کشید .بعد از دو ساعت که من فایل رو باز کردم دیدم یک فایل تصویری به اندازه نخود شده که باید به زور افکت های تصویری رو درش دید.

نکته اخلاقی با گرافیست های بدون ای دی اس ال چت نکنید.

چند لینک مفید:

دیسک فلاش سامسونگ با حجم 256 گیگابایت

هر جواب درست كه بدهيد، ‪ ۲۰‬دانه برنج به گرسنگان جهان اهدا مي‌كن

اگر گربه دیدید یاد ما باشیدو التماسدعا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 4:45  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

یکی از دوستان  نصفه شب یک آهنگ فرستاده بود که من هم اصولا روحیه ام ساعت دو به بعد شب خیلی لطیف میشه .باشنیدن آهنگ حزن آلود خاطراتم برام تداعی شد و اشک تو چشمام جمع شد.امشب هم با دیدن شعر پست قبلی همون حالت بهم دست داد..

امام رضا (ع)دلم لک زده واسه دیدن صحن و سرات دلم میخواد حالا که فهمیدم که زیارت حرمت از زیارت حرم امام حسین (ع)هم ثوابش بیشتره بیام به سمتت اما میدونم که تا تو نخوای نمیشه! خیلی وقت میشه که راهم ندادی به صحن و سرات آقا می خوام بیام اجازه هست ؟دلم واسه کفترات و دون ریختن براشون تنگ شده دلم واسه نشستن تو حیات گوهر شادت لک زده .

خدا گفته تو فقط یک قدم به سمت من بیا ...ما هم گفتیم دلمون واسه زیارتتون تنگ شده  اما از کرم و رافت شما نیست که مارو پشت در نگه دارید .زیارت با معرفت انشاءالله..

اگر گربه دیدید یادماباشیدو التماسدعا..

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 4:41  توسط فطرس فداکار  | 

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم
گلگون بود
و دستانش
به زیر پوششی از گرد
پنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یک؛ گوشه ای دیگر
« جوانان » را ورق می زد
برای آنکه بیخود .های و هو می کرد
و.... با آن شور بی پایان
تساوی های جبری را نشان می داد
با خطی خوانا
به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت :
« یک با یک برابر هست»


از میان ِ جمع شاگردان
یکی برخاست ،
همیشه یک نفربايد بپاخیزد
به آرامی سخن سر داد :
تساوی
اشتباهی فاحش ومحض است
معلم
مات بر جا ماند .
و او پرسید :
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آیا باز ..... یک با یک برابر بود ؟
سکوت مدهشی بود وسوالی سخت !!
معلم خشمگین فریاد زد :
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت :
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت
بالا بود ... وآنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود . !؟؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون ،
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود.!؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد!
حال می پرسم :
یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت :
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک با یک برابر .... نیست
یک با یک برابر نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 4:15  توسط فطرس فداکار  | 

سلام ..

به گزارش خبرنگار ماو به نقل از سرویس ادب و هنر مهر، پسران دکتر حداد عادل و دکتر احمدی نژاد دیشب با یکدیگر درگیر شدند.

بنا به این گزارش مهدی احمدی نژاد و فرید الدین حدادعادل یکشنبه شب گذشته در حوالی میدان حر با یکدیگر به زد و خورد پرداختند که بر اثر شدت درگیری نیروهای پلیس 110 در محل حاضر شده و آن ها را به کلانتری ولنجک راهنمایی کردند.

بر طبق اظهارات مهدی احمدی نژاد، فریدالدین حداد عادل، ساعت 12 ظهر روز واقعه با وی تماس گرفته و ضمن بکار بردن فحش های خیلی بد، گفته است که چرا پدر تو به پدر من این طور فحش داده است. مهدی احمدی نژاد ضمن دعوت فرید به آرامش عنوان می دارد که پدر اینجانب رئیس جمهور بوده و مجاز است به هر کسی که دوست داشته باشد فحش بدهد و جای گله ای نیست.

بر طبق گفته مهدی احمدی نژاد، فریدالدین حداد عادل پس از شنیدن این استدلال عنوان می دارد که پدر اینجانب هم در حال آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری سال بعد است و این که دلیل نمی شود. سپس مهدی احمدی نژاد را به دعوا در میدان حر (که فاصله نزدیکی با مجلس و نیز نهاد ریاست جمهوری دارد) دعوت می نماید که در نتیجه راس ساعت مقرر طرفین در آنجا حضور یافته با پنجه بوکس و قمه با جان هم می افتند.

به گزارش خبرنگار ما و به نقل از خبرنگار مهر، فریدالدین حداد عادل ضمن ارائه روایت دیگری از ماجرا ابراز داشت: پس از اینکه آقای احمدی نژاد در نامه ای به پدر من فحش داد، مهدی احمدی نژاد دائما مزاحم من می شد و با گفتن جملاتی نظیر "دیدی روتون شیلنگ گرفتیم!" روح و روان من را می آزرد، اما من به خاطر تربیت خانوادگی خود و پنجه بوکس مهدی، به روی خودم نمی آوردم. تا اینکه در روز ماجرا، وی با من تماس گرفت و در حالیکه به شدت عصبانی بود پرسید "راسته اون بابات می خواد سال دیگه رقیب آقام بشه؟" که بنده اظهار بی اطلاعی کردم. ولی وی با دادن نسبت های ناروا به من و تمامی اعضای خانواده ام تا محدوده دخترعموها و نواسه دایی ها، از اینجانب خواست تا در میدان آزادی به دیدن وی بروم. من در پاسخ گفتم که مادر عزیزم رفتن به این راه های دور را برای من قدغن کرده است، اما وی با دادن لقب "سوسول بچه ننه بی عرضه مال مردم خور قاچاقچی غارتگر بیت المال خاک تو سر" از من خواست تا در میدان حر که به محل کار پدر من و پدر او نزدیک است قرار بگذاریم. پس از اینکه مطابق معمول این امر را با پدر در میان گذاشتم، جناب دکتر حداد عادل بر خلاف معمول گفتند" ام م م م بله... برای تبلیغات انتخاباتی بد نیست... ام م م بعله... برو فرید آقا". به این ترتیب من با اصرار ایشان به محل تعیین شده رفتم اما هیچکس را ندیدم که ناگهان مهدی از روی یک درخت روی کول من پرید و زد و خورد شروع شد.

به گزارش خبرنگار ما، اندکی پس از انتقال این دو جوان به کلانتری، روسای قوای مجریه و مقننه با چرخبال در محل حاضر شدند و ضمن آزادی فرزندان و خلع درجه تمام عوامل انتظامی با یکدیگر به زد و خورد پرداختند.

لینک خبر http://www.itanz.com/news/2008/04/post_45.php به نقل از آی طنز!

احمدی نژاد موفق و پیروز  باشی!:)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:20  توسط فطرس فداکار  | 

سلام
دوسال پیش ازم خواست که از نمایشگاه کتاب تهران براش بخرم و ارسال کنم شهرستان و من هم که حدیث پیامبر رو در مورد کمک خواهی مومن و کار خیر شنیده بودم و چون بابا!و مبلغ! هم کسی که مثل خودم نویسنده یک وب مثبت  ویکی از بستگان هم باهاش دیدار داشت
خیلی دلم میخواست کمکش کنم که بیشتر بدونه بیشتر دونستن اون مسلما باعث بیشتر دونستن کسانی میشد که اون کار تبلیغ رو در موردشون انجام میداد و دونستن اونها هم به معنی علم خانواده و بچه ها شون و بگیرید برید تا بالا
کتابو خریداری کردم و چون نمیخواستم خودم هماهنگ کنم زحمتش رو انداختم گردن برادرم که بهش برسونه.
باهاشون چتی در ارتباط بودم و بیشتر احوالات فامیلمونو از من جویا میشدن چون فامیلمون به دلایلی از ایشون تقریبا فراری شده بودند .امسال هم کتابی خواستند که تجدید چاپ نمیشد و به صورت ناقص در یکی از کتاب فروشی های شهرستان موجود بود که بهشون اطلاع دادم .
چند وقت پیش که زیاد هم ازش نمیگذره تو چت باایشون نکته منحرفانه ای در صحبتهاشون به چشمم خورد.روز بعد هم رو گوشی من تک زنگ زدند .ترسیده بودم و دفعه آخر دادم که داداش گوشی رو بردارن و بگن که نیستم .
بعد از این ماجرا تماس گرفته بودند با فامیل ما و بهشون گفته بودند که تلفن قطع شده بوده وصدا نمیومده!
حالا سه تا تک زنگ رو گوشی من نمیدونم به چه معناست یعنی واقعا صدا نمیومده ؟
این ماجرا رو من برای خانواده تعریف کردم و عاقبت کار این شد که من محکوم شدم به عدم استفاده از چت .
و دیلیت کردن یاهو مسنجر !
به نظرتون چه دفاعی از خودم میتونم بکنم ؟
بگم که من با خدا و پیامبرش معامله کردم و این دنبال کردن کارهای ایشون اجرش معنوی بوده ؟و جز دردسر برام هیچ چیز نداشته !
بگم که صحبت با ایشون  به خاطر این بوده که میدونستم که هم روحانی هستند و هم متاهل
من هم بگم کی باور میکنه ؟!!!


اما کسانیکه چت کار حرفه ای هستند میدونن که در هر زمان با دو سه نفر چت کردن دیگه مرد یا زن بزرگ و یا کوچیک بودن رو از یاد آدم میبره و تنها گفتن اصل مطلب رو در مورد سوال و یا جواب مطرح شده میرسونه.
خدا ما رو از این دل پاکی در بیاره و به راهی که تهمتی شامل حالمون نشه هدایت کنه .
آمین

پرسش من
چت با نامحرم مشکل داره ، (لیست یاهو مسنجرم پر ادم های متخصص در امور مختلف بود علمی دینی و هنری بود:( !(که خدایش رحمت کناد!))
یک مبلغ دین که اینها رو به دیگران داره درس میده و یاد آوری میکنه و شاید هم وقتی یکی میگه که من چت میکنم لبش رو گاز میگیره و استغفار میکنه آیا نمیدونه که چت برای خودش هم مشکل داره ؟
سوال دوم
آیا همچین فردی که پرچم دین رو بدست گرفته و لباس دین رو پوشیده نمیدونه که  رفتارش در بیشتر اوقات بر دین داره حکایت میکنه و کج روی اون میتونه باعث بد جلوه کردن دین بشه .و به قول امام صادق عالم بی عمل !
و اینکه آیا این شخص میدونه که در صورتی که میخواهد با نامحرم ارتباط داشته باشید باید از حداقل ارتباط استفاده کنه  ؟
اگر با چت میتونید نیازی به اس ام اس نیست اگر اس ام اس میتونه نیاز به کلام نیست !؟
آیا این عالم دین میدونه که اگر کارش رو به یک آقا میتونه بگه نیاز به ارجاع کار به یک جنس مخالف نیست ؟
آیا این عالم دین میدونه که ...
اصلا به من چه میدونه یا نه ؟
به قول حافظ  من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
                                                                      تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

شیرازی های عزیز ببخشید اگر شعر حافظتون اعراب گذاری نشده و یا  کمی و کاستی درش هست.;)

اگر گربه دیدید یاد ما باشیدو التماسدعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:28  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

امروز یکی از بستگان پرسید:تو چی میخوای؟چی تو رو خوشحال میکنه؟

اومدم بگم مال زیاد یا کار خوب  دیدم که داشتن مال آدم رو فقط حریص میکنه و کار هم از دستش بر نمی اومد.اومدم بگم یک همسر خوب دیدم  متهم میشم به داشتن رو!

بهش گفتم :

اولا :انجام یک کار بزرگ که بتونم خودم به اتمام برسونمش .دوم هم افتخار وجود تو !

سوم ( یکی از دوستان رسوند) : با تو حج واجب برم و در کنار تو حاج خانم بشم .

پیشرفتگی سیستم پاچه خواریم رو دیدید؟(برگذاری کلاسهای رایگان!)

به این فکر کردم کاش بجای این شخص  کسیکه عمری رو میخوام باهاش سرکنم میبود تا این صحبت ها باعث گرمی زندگیمون میشد.اما الان فقط باعث به دست اوردن دل یک مومن شد .

نمیگم که میخوام زودتر ازدواج کنم .نه!

فقط کسی نیست بهش بگه که میدونی چند وقته که شریک زندگی آیندتون نیازمند یک بوسه شماست.چند وقته که نیاز داره که شما برای اون و اون برای شما تو زندگی یک نردبون باشید و نصف دینش در گرو قدم های شماست که همت و توکل و توسل اول کار عمده ترین هاست.بشتابید که خدا وسعت روزی رو در کلامش بهمون قول داده

یک بنده خدایی میگفت که من میخوام ازدواج کنم برای پیش رفت در کارم .گفتم  که شما زندگی میکنید برای کار یا کار برای زندگی ! اما بهش قبطه خوردم که حسن ظنش به خدا تا حدی بود که اطمینان داشت به حرف خدا که وعده کرده بود وسعت روزی رو!

هر جا گربه دیدید یاد ما باشید و التماسدعا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:44  توسط فطرس فداکار  | 

سلام
میهمان دیروز ما که امروز صبح گریه خوردش!




فکر نکنم نیاز به توضیح باشه اما براش متاثر شدم که گربه خوردش و برای گربه هم همینطور که صبحونه اش کم بود.

از این ماجرا یک میشه یک نتیجه خوب گرفت و اون یاد مرگه که بسیار روش تاکید شده.

خدا روزی همه رو وسعت بده!
................................................................
گربه دیدید یاد ما بیفتید و التماسدعا
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:37  توسط فطرس فداکار  | 

سلام :)
دیروز  تو یک مشاجره دوستانه قرار گرفتم که طرف برای اینکه به خودم بیام و جدا از طنز بحث کنم
تو مثالش نقش الاغ به من داد.

به  فکرم این رسید که :
بیاید اینطوری فرض کنیم که یک طرف مشاجره (بلاتشبیه!) الاغه !
اینطوری باید به عقل کدوم طرف شک کرد ؟
به عقل اون آدم الاغ !
یا به عقل آدمی که با یک الاغ داره بحث میکنه ؟

یادمون باشه که با گفتن این حرف همه نگاهها به سمت خود عاقلمون بر میگرده و مسئولیت از طرف مقابل برداشته میشه ! چون آدمهای عاقل از حیوانات توقع تفکر  گذشت ندارن .

صحیفه سجادیه:
خدواندا بنده کوچکت در پیشگاه توست حقیرت در پیشگاه توست مسکین تو در پیشگاه توست فقیر تو در پیشگاه توست آنچکه دیگران نتوانند برآورده سازند از تو میخواهد .


 

متن کامل! کتب درسی دبستان رو اینجا دیدم .یادآوری قشنگی بود!:)

هر وقت گربه دیدید به یاد ما باشید و التماسدعا..

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:30  توسط فطرس فداکار  | 

سلام

تا حالا مطمئنن کسانی رو دیدید که از طبع شوخی برخوردارن و در همه چیز از درب خنده و شوخی وارد میشن این افراد عمدتا دارای روحیه لطیفی هستند که اگر از طرفشون جوابی که در قبال شاد کردنشون میخوان نمیگیرن.زود غمگین میشن و در خودشون فرو میرن و احساس گناه سراسر وجودشون رو میگیره و تا فرد مقابل اعلام رضایت کامل نکنه پاچیچش میشن(البته ممکنه انواع دیگه ای هم از این موجودات وجود داشته باشه که براشون ناراحتی طرفشون هیچ اهمیتی نداشته باشه که چون بر حسب فطرت نیست ازش میگذریم )

دلایل این دلگیری هایی که در دو طرف بوجود میاد چه چیزی میتونه باشه

موارد متعددی هست که از اون جمله مشکلاتیه که در زندگی برای افراد بوجود میاد که آمادگی اونها رو برای دریافت پیام های طنز کم میکنه و مورد مبرهن دیگه اینکه فرد شوخی کننده پا رو از حد و حدود استاندارد فراتر میذاره و خواسته یا ناخواسته روی اعصاب بندگان خدا راه میره

یک مثال عملی از شوخی بی جا رو میتونید اینجا بخونید

در مورد کسانیکه بی جا شوخی میکنند و به قول بعضی از بزرگواران سنگین میندازن ! از امام صادق (ع) در اصول کافی در کتاب معاشرت داریم که  میفرمایند:شوخی فراوان آبرو را میبرد و خنده فراوان ایمان را به دور میریزد.

و همچنین حدیث دیگری که میفرمایند :از شوخی بپرهیزید.زیرا آن دل تنگی می آورد و کینه به جا میگذارد و شوخی دشنام کوچک است.

و اما!!! در تایید خوشرویی و مزاح داریم که

عرب بیابان گرد نزد رسول خدا (ص) می آمد هدیه ای به ایشان میدادو همان جا میگفت :بهای هدیه ام را بده .و رسول خدا (ص) میخندید و هنگامی که غمگین میشدند میفرمودند:آن عرب بیابانگرد چه شد ؟ کاش نزد ما می آمد.

امام صادق (ع) فرمودند: هیچ مومنی نیست که دعابه در اونباشد .پرسیدند دعابه چیست ؟ فرمود: شوخی است

شیبانی از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمودند:چگونه با یکدیگر شوخی میکنید ؟ من عرض کردم :اندک امام (ع)فرمودند: اینگونه نباشید.شوخی از خوش خلقی است .همانا توبه وسیله آن برادرت را شاد میگردانی و رسول خدا ص شوخی میکرد و میخواست که گسی را شاد کند.

نکته اخلاقی اگر باهاتون شوخی میکنند جنبه تون رو بالاببرید و اگر شوخی میکنید حدتون رو رعایت کنید و تند روی نکنید

من این متن رو دوبار کامل به خاطر کش نشدن مطالب توسط  سیستم بلاگفا باز نویسی کردم که از این بابت دعای بلاگفایی های مقیم مرکز هستیم .:)

گربه دیدید به یاد ما باشید و التماسدعا داریم..

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:43  توسط فطرس فداکار  | 

سلام
در جامعه بعضی اوقات  چیزی باب میشه مثلا طرفداری از قشری و یا تهاجم لفظی به گروهی که پشت صحنه این مباحث میتونه جریانهایی موافق مردم  و یا برای سوء استفاده از اونها  و  رسیدن به هدف مورد نظر اون گروه  راه می افته
مشکل وقتی رخ میده که دوگروه از سر بی فکری و بی استدلالی با هم مقابله میکنند اونوقته که ساختن کلیپ های بی معنی و بی احترامی به ارزشها در قالب ضربه زدن به گروه مقابل  شروع میشه که البته متاسفانه این نوع جریان ها رو توی جامعه شاهد هستیم که داره به توهین به مقدسات و دین هم کشیده میشه
 
اخیرا نیز مواردی رو متاسفانه از توهین به سران نظام میبینیم  که چه از طریق بلو توث و یا از طریق اینترنت در حال انتشاره که این هم باب جدیدی است که توسط اون ور آبی ها برای توهین به روحانیت داره تامین هزینه میشه .که به هیچ وجه قابل حضم برای مردم دیندار نیست .


 


وظیفه ما چیست؟
از اونجایی که منابع این بلوتوث ها و همینطور مطالب ، مشخص نیست به این خاطر تنها تکثیر و انتشار ندادن اونها از مواردیه که باید مدنظر ما برای مبارزه با این روند باشه
مسئله بعدی اینکه ما با کارهای مثبت و جذاب خودمون بخوایم جایگزینی برای این تهاجمات پیدا کنیم 
بهترین کار اینه که هر هنری داریم از ادیت عکس مثبت و یا اگر هنر کار گرافیکی و یا هنر کار با صوت و یا فیلم و هر چیز دیگرکه درتوانمون هست رو به کار ببندیم  و این رو از خودمون شروع کنیم از چند نفری که در اطرافمون هست این فرهنگ مثبت گرایی رو ایجاد کنیم.
به دل زخم خورده علی مرتضی علیه السلام تو این ایام  از خدا میخوایم که فرج مولامون امام عصر عج رو هر چه نزدیکتر کنه تا خودشون از دین جدشون دفاع کنند و خاطیان رو به سزای اعمالشون برسونه
مورد دوم : آزادی خرمشهر رو به تمامی کسانیکه دلشون واسه ملت ایران   میتپه تبریک عرض میکنم

اگر گربه دید به یاد ما هم باشید و التماسدعا:)

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:53  توسط فطرس فداکار  |